تبليغاتX
یک غریبه
 
یک غریبه
 
 
اینجا مکانی است برای کسانی که مثل من تنها و غریب هستند هرچی دوست دارید بگویید .
 
این وبلاگ بالاخره بعد از مدتها ( چیزی حدود ۱۰ الی ۱۱ ماه ) تقریبا از این به بعد هر ماه به طور منظم به روز خواهد شد .

بالاخره من هم دوباره پا به دنیای بیکران نت گذاشتم .

 

 |+| نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 20:50  توسط یه آدم تنها و غریب  | 

 

بهر قتلم دگر این همه نیزه و شمشیر چرا

که همین داغ جگر سوز شود قاتل من

 

 |+| نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 15:26  توسط یه آدم تنها و غریب  | 
امشب دلم بد جوری گرفت و نشستم و حسابی برای خودم و دلم گریه کردم و تا تونستم فریاد زدم سر خودم سر همه و حتی سر زمونه

اما هیچی آرومم نکرد یه مشت قرص هم خوردم تا آروم بشم اما اونهام فایده نداره

خسته شدم

نمی دونم باید با کی حرف بزنم ، دارم دیوونه می شم با خودم هم نمی تونم حرف بزنم

برام دعا کنید دوستای خوبم

=============================================================

خانم سارا حسینی عزیز سلام

ممنون که اعلام آمادگی کردین ولی متاسفانه شما برای من آدرس وبی درج نکردید من مایل هستم با شما صحبت کنم .

لطفا برای من آدرس وب خود را درج کنید

امروزم هم حالم اصلا خوب نیست و بدتر از دیروز هستم که اون پست بالای نقطه چین رو نوشتم واقع احتیاج به کمک دارم اونم فقط کمک فکری و به کسی که بتونم باهاش حرف بزنم تا شاید کمی سبک بشوم .

بازم ممنون چون با نوشته ای که برایم نوشتید کاری کردید که بدانم هنوز هم آدم های خوب توی این دور و زمونه پیدا می شن

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 21:41  توسط یه آدم تنها و غریب  | 
 
  بالا